دزدان اندیشه

 

به راستی که این دنیا به فروشگاه خیلی می‌ماند! بسیار شبیه فروشگاه است. هر کسی چیزی می‌فروشد و هر خریداری چیزی می‌پردازد تا چیزی بخرد. تو چه می‌فروشی؟! تو چه می‌خری؟!

به راستی که این دنیا بسیار شبیه فروشگاه است. هر کسی ایمانش را می‌فروشد؛ و هرکسی به ازای ایمان آوردن _و با تعییر ایمان_، چیزی می‌خرد. تو چه می‌فروشی؟! تو چه می‌خری؟!

به انسان‌ها خوب دقت کنی اگر؛ متوجه می‌شوی که دارند ایمان‌شان را می‌فروشند! به چیزی ایمان آورده و با ایمانش چیزی را ساخته، یا با ایمانش توانایی‌ای به دست آورده و آن را ارائه می‌کند و می‌فروشد. و خریدار، کسی نیست جز این‌که به ایمان فروشنده، ایمانی می‌افزاید و خود نیز به جمع مومنانش می‌پیوندد.

صبور باش؛ عجله نکن. کمی تأمل کنی متوجه می‌شوی.

مثالی میزنم: پزشکی را تصور کن که با خدمات پزشکی می‌فروشد. این پزشک به روشش برای درمان ایمان آورده است. آن را به مریضی می‌فروشد. مریض وقتی به پیش پزشک می‌رود، به این روش ایمان می‌آورد؛ از آن‌سو، پزشک نیز با دیدن بیمارانی که به روشش شتابانند، بر ایمانش افزوده می‌شود و فربه‌تر می‌شود. انگار که با هر خریدی و با هر فروشی، به مجموعه‌ی ایمانی این دنیا _ فروشگاه _ افزوده می‌شود!

تو به جای پزشک و بیمار، هر فروشنده و خریدار را بگذار و نتیجه بگیر!

ایمان من کجاست؟! چه ایمان‌های رنگارنگی درونم وجود دارد و نمی‌دانم! چه رنگین کمانم من! با خریدهایم چه تغییراتی در ایمانم داده‌ام! با سلیقه‌هایم به چه سمت و سوهایی که کشیده نشده‌ام! شاید تغییر احساس‌هایم پس از برگشت از یک بازار، یک رستوران، تماشای فیلم، دیدار با یک دوست و ... دلیلش همین باشد! من چه چیزی خریده‌ام که با ایمانم تناسب نداشت؟!

تازه می‌فهمم اخلاص را؛ تازه می‌فهمم این‌را که: "ای انسان؛ قیمت تو خداست؛ به کم‌تر از آن خودت را مفروش".

 

نتیجه‌ی اخلاقی:

بزرگ‌ترین دارایی انسان، خداست. و با خدا بودن همه‌ی نیازهای‌مان، محکوم به ارتفاع است. پس خدا را می‌توان در تک‌تک نیازها دید و یافت. خدایی خدا را می‌توان در یک لیوان آب خنک در میان گرمای تابستان نیز احساس کرد؛ شاید بتوان گفت: «هر نیازی، دریچه‌ایست برای ایمان؛ برای دیدن خدایی خدا؛ هر نیاز دروازه‌ای برای خدایابی‌ست».  

 

نتیجه‌ی انقلابی:

شاید تمدن نیز جز همین نباشد. تمدن الهی، تمدنی است که بازار آن به فربه‌تر شدن ایمان می‌انجامد. حاجی بازاری این تمدن، می‌تواند به اندازه‌ی یک دعای کمیل به ایمان مردم بیافزاید.(داستان قفل فروش و دیدار با امام زمان یادم می‌افتد). این را قیاس کن با تمدن شیطانی امروز که چه بسا قرآن خواندن و نماز در اول وقت گزاردن در آن هیچ نسبتی با ایمان ندارد. (کمی به مردمان سرزمین قبله بیاندیشی؛ متوجه می‌شوی).

انقلاب اسلامی، باید انقلابی باشد که بتواند فروشگاه‌های زنجیره‌ای بین‌المللی‌اش به توسعه‌ی ایمان بیانجامد. هم‌چنان که فروشگاه‌های «مک‌دونالد»، «نایک»، «پپسی»، «کوکاکولا» و ... در کشورهای اسلامی به توسعه‌ی "دین سکولاریزم" می‌انجامد.