رو به تركستان!!!

تفاوت "تعریف"، ریشه "تحریف" است. و چه كسی می داند كه «...یحرفون الكلم عن مواضعه...»(1) تا كجای ناكجاآباد، ما را كشانده است؟! چه عظیم فرقی است از تعریف خدا به آفرینش گر و منشاء حیات تا خدایی كه مدام در حال ربوبیت و مربی گری است و هر لحظه ای در شأن تازه ای! چه فاصله بسیاری است میان تعریف بت به آفرینش گر تا تعریف بت به شفاعت گر كه اولی را بچه ای خردسال نیز می تواند متوجه شود و دومی را هنوز هم كه هنوز است زیاد نمی دانیم!

عادت كرده ایم كه از دینداری مسیحیان و صدق و صفایشان بگوییم. بگوییم اسلام در غرب است و مسلمانی فقط اسم است! عجبا!!! اما دریغ از اندكی تامل كه چرا جامعه دچار نفاق می شود؟ اگر برای هدایت جامعه، مهندسی نیاز است بدیهی است كه برای انحراف حساب شده و منظم و وسیع یك جامعه نیز مهندسی لازم است. مهندسی نفاق در جامعه اسلامی كجاست و چگونه ساماندهی و تقویت می شود؟!

ورود تعاریف متضاد با آموزه های قرآنی كه در همه اندیشه ها مصداق واحد دارند، مركز ثقل تحریف مفاهیم دینی است. مثال: انسان موجودی است كه مصرف می كند و برای تنوع مصرفش باید تنوع تولید داشته باشد. انسان مصرف می كند تا مغزش كار كند و موتورهای جامعه بچرخد. انسان مصرف می كند تا زاد و ولد كند و نسل بعد از خود را تولید و تربیت كند. انسان مصرف می كند تا "چرخه مصرف_تولید" از كار نیافتد. مصادیق مصرف چنی انسانی عبارتند از آشامیدنی ها، غذا، پوشاك، مسكن، كتاب،..

اما فرهنگ محمدستانی بر تعریف قرآنی استوار است. در فرهنگ محمد و آل محمد بنا بر منظر قرآنی، انسان مصرفی گونه دیگری است. انسان مصرف می كند چون فقیر الی الله است و مرزوقِ رازقیت خداوند. و خداوند رزاق است چون ذاتش عاری از نقص و مصرف است. خدا روزی می دهد و انسان مصرف می كند. انسان باید مصرف كند چون از طریق مصرف همه انسان ها با ربوبیت خداوند ارتباط برقرار می كنند. انسان مصرف می كند تا تجلی اسماء الهی و تكالیف انسانی برآورده شود. رحمانیت الهی و شكر انسانی. انسان مصرف می كند تا "چرخه رزق_تربیت" از كار نیافتد. اما جالب توجه اینجاست كه مصادیق مصرف همین انسان با تعریف قرآنی نیز عبارتند از آشامیدنی ها، غذا، پوشاك، مسكن، كتاب،..

مهندسی تحریف جامعه اسلامی و احساس وجود نفاق در اندیشه و عمل مسلمانان از اینجا برمی آید كه مصادیق مصرف در دو تفكر كاملا متضاد با هم مشترك است. تمركز این مهندسی بر مصادیق مشترك و توسعه و بسط آن و هر چه بیشتر تنوع بخشیدن به حوزه و دایره چنین مصرفی، باعث قطع پیوند مسلمانان با تعریف قرآنی رزق می شود.

این انقطاع وقتی صورت گرفت، یك پدر مسلمان با داشتن فرزند صالح و همسر وفادار و همراه، احساس فقر در زندگی می كند! برای جستجوی روزی بیشتر وقت بیشتری را در كار و اقتصاد مصرف می كند و پیوندهایش با نعمت های واقعی و وجودش كمتر می شود. ناشكری حاصل از این عمل، لذت و زیبایی موجود را روز به روز زایل تر می كند.

و این چنین است كه همه دهان به شكوه و گلایه باز می كنند و روزهای گذشته را همواره بهتر از امروزشان می پندارند!

پاورقی:

(1) سوره نساء / آیه 46