پشت سر ولی

حکمت ایجاب می کند که هیچ اتفاقی در هستی بی هدف نباشد. و اگر اهداف متعددی در یک عمل یا چند اتفاق، وجود داشته باشند این اهداف در تضاد با هم و در تناقض با همدیگر نباشند. قدرت خداوند در هستی تجلی پیدا کرده است. اما موازی بودن و مکمل بودن اهداف و تغییرات از قله های قدرت الهی است. چگونه میلیاردها تغییرات و عمل به گونه ای نظام مند چیده می شوند که همگی یک مقصد را طی کنند؟

بی تکیه گاه ساختن مخلوقات و ربودن تکیه گاه ها از زیباترین اتفاقاتی است که در زندگی همه ما اتفاق می افتد. در زندگی به عناصری تکیه می دهیم که خود تکیه به عناصری دیگری داده اند. دلبسته آرزوهایی می شویم که برآورده شدنشان آغاز رو شدن ضعف های دیگریست.

این گونه که ادامه می دهی، تازه حس می کنی که انگار دارند بی تکیه گاهت می کنند.

و تازه یادم می افتد که امام راستگویان از آل محمد، در خداشناسی اش فرمود که: خدا را آن زمان می یابی که همچون غریقی باشی که هیچ دست آویزی نداری و ناگاه پاره درختی پیدا می کنی که می توانی خودت را به آن بیاویزی و خود را از غرق شدن نجات دهی. آن خداست.

و تازه باز هم یادم می افتد که پیام آور حنیف و پدر ایمان، ابراهیم بت شکن می گفت: «انی لا احب الآفلین؛ من غروب کننده ها را دوست ندارم».

و تازه یادم می افتد که انگار هر پسری در اقتدا به پدرش باید همانگونه شود. بت شکن هایی که هر کس بت هایی که به آن تکیه داده است را باید بشکند.

و باز تازه یادم می افتد که انگار در پاره هایی از تاریخ، این بت شکنی در جامعه اتفاق می افتد. مثل انتخابات. جمعی دل بسته کاندیدایی شده اند و می خواهند به هرترتیبی شده رای بیاورد. بد اخلاقی های انتخاباتی غوغا می کند. از کاندیداهایی که در اصول فکریشان اخلاق معنا ندارد هیچ انتظاری نیست. ولی ای کاش اخلاق مداران توجه می کردند که پیروزی های بزرگ و الهی قانون خودش را دارد که قطعا از مدار اخلاق خارج نیست.

امروز در گذر از خیابان توصیه از آیت الله مصباح یزدی دیدم. ایکاش همه یادآور می شدیم که روش پیروزی دولت عدالت خواه با اصول بازی سایر کاندیداها کاملا فرق می کند. فشار هر چه باشد، بداخلاقی جبهه مقابل هر چه باشد مهم نیست. مهم این است که بت قدرت در جبهه عدالت خواه باید شکسته شود. و بت شکنی روی نمی دهد جز با رعایت اصول اخلاقی. وگرنه امام عدل و عدالت لایق تر از همه تاریخ بود که با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی، دو سه روز بیشتر در مرکزیتی بماند که تقسیم ثروت میان محرومان را به عهده گرفته بود.

به هر حال، به نظرم می رسد که عدالت خواهان در حال امتحان بی تکیه گاهی هستند. اما در اوج بی تکیه گاهی است که قدرت های خاصه الهی رو می شود و  به یاری آنها می شتابد. و گرنه هر اتفاقی بیافتد با هر اسم مقدسی هم که باشد بازی است و بت پرستی. ولایت پذیری یعنی درست قدم گذاشتن در جای پای ولی زمان. نه جلوتر و نه پشت کردن به او...