سرخ یا سبز؟

انقلاب سال 57، یا اعتراض یک جمعیت 30 میلیونی درون مرزهای گربه شکل به «نبود عدالت در توزیع » و «آزادی در اعتراض» بود. و یا اعتراض جمعیت میلیاردی زمین، که در لطیف ترین سطح خود، در جایی که امکان تنفس در معنویت برایش مقدورتر و ممکن تر بود و می توانست به فطرت هستی رجوع کند، در اعتراض به سرکوب شدن نیازهای متعالی توسط ملت ولایی ایران برآمد.

در نگاه اول، تحول در سطح مدیریت سیاسی است و در نگاه دوم تحول در مدیریت فرهنگی است. نگاه اول را می توان با تحزب و حرکت های پوپولیستی که ذات دموکراسی است ساماندهی کرد اما در نگاه دوم جز با رشد فهم و ادراک مردم، توسعه حاصل نمی شود.

اصالت رشد فهم و ادراک مردم بود که امام خمینی به عنوان رهبر این جریان را وا می داشت، تا مردم را در انتخاب کردن مجریان قانون اساسی مختار و صاحب رای بداند. اصولا در تحولات فرهنگی از زمان آغاز این تعالی، حق انتخاب _نه رای_ برای توسعه فهم و ادراک از اصالت ویژه ای برخوردار بوده است. امام علی علیه السلام که پرچمدار تعالی انسان ها بود، آنگاه حاضر به حضور در سطح مدیریت اجرایی بودند که مردم با ایشان بیعت کردند. ادامه این جریان امروز از سوی رهبر انقلاب نیز به همین شکل ادامه دارد. در فضای انتخاباتی دو جریان کاملا متضاد اجازه تحریک انگیزه های مردم را دارند. یعنی میدان دار هدایت در تحولات فرهنگی، «اخلاق» است.

انتخابات جدای از حرکت سیاسی و رقابت جریان های سیاسی برای ربودن اولین مقام اجرایی کشور، که از مزایای خاصی برخوردار است، یک آزمون بزرگ و ابتلای جمعی است. جمع آرای مردم که با انتخاب رئیس جمهور رو خواهد شد، ذائقه و سمت گرایش اکثریت مردم را نشان خواهد داد. مردم به کسی رای می دهند که دوست دارند ساعات زندگی آنها را در مسیر خاصی جهت بدهد؛ آزادی و قدرت عمل در آن مسیر را بیشتر کند و موانع عمل در آن مسیر خاص را از جلوی پای آنها بردارد.

اما در این انتخابات...

از نظر نماد شناسی باید دو رنگ در این انتخابات رودرروی هم قرار بگیرند. رنگ سبز و سرخ. رنگ سبز به منزله صلح، شادی، زندگی که شعار کاندیدای محترم جبهه اصلاحات است را می شود در نمادهایشان پیگیری کرد. سبز رنگ دولت کریمه ایست که باید پس از پایان منازعات حق و باطل انتظار آن را داشت. الهم انا نرغب الیک فی دولت کریمه ...

اما در گذار از دول غیر کریمه به سوی دولت کریمه، در آموزه شیعی دولت منتظر طرح شده است که هیچ نسبتی با رنگ سبز ندارد. این دولت رنگ سرخ داراست. عاشورایی شدن و طلب حق فطرت مورد ظلم واقع شده هدف این دولت است. با رنگ سرخ انتظار می رود که در انتخابات خود را نشان می داد. ولی غیر از دعای الهم اجعلنا من المستشهدین بین یدیه همیشگی دولت اسلامی چیزی دیده نشده است.

انتخاب دهم، گرایش ذائقه ملی ایرانیان به رنگ سبز یا سرخ را نشان خواهد داد. آنچه انتظار می رود طبیعت سیر تاریخی این حرکت فطری جهان باشد، عبور کردن از رنگ سبزیست که در دوران 1400 سال گذشته با جدال احسن و تقیه امامان شیعه، برای تولد انقلاب اسلامی زمینه سازی کرد. رنگ سبز سیدی در حقیقت در زمان تقیه و قعود شیعه رنگ آگاهی به زمان بود. هر کس تابع امام خویش بود رنگ سبز را با خود حمل می کرد.

اما با پیام زعیم شیعه قبل از انقلاب اسلامی، سکوت 1400 ساله تقیه محور شکست. قیام شیعه و آگاهی به زمان، رنگ سرخ را می طلبید. پیام سرخ انقلاب به جبهه مقابل، آماده باش برای دنیا بود. با دو شعار بزرگ و هدف امام شروع شد: «شاه باید برود»؛ «اسرائیل باید نابود شود». شاه رفت ولی هنوز اسرائیل باقیست. رنگ سرخ انقلاب تا زمان نابودی اسرائیل به نظر می رسد که باید باقی بماند.

پیروزی سبزها در انتخاب دهم، می تواند به معنای استراحت یا برگشت به عقب باشد. و پیروزی سرخ ها که هنوز با رنگ خود را نشان نداده اند اما به معنی آمادگی برای ادامه است.

بیست و دوم خرداد روزی خواهد بود که ذائقه مردم در نیاز به استراحت یا ادامه مبارزه را نشان خواهد داد. دوام قیام یا قعود دوباره.