شاخه زیتون!!!! 

می شود به مساله انتخابات از هزاران زاویه نگاه کرد. برای من هم بعضی کارهای ریز جلب توجه بیشتری می کنند. به نظرم می رسد دو شخص با دو نگاه کاملا رو در روی هم نسبت به مساله صهیونیزم در انتخابات شرکت کرده اند. جناب آقای موسوی و آقای دکتر احمد نژاد.

شباهت شعار در انتخابات امسال مساله انتخابات را پیچیده کرده است. استفاه از حساسیت های مذهبی، در هر دو جبهه کاملا مشهود است. بال سرخ و سبز. امام حسین و امام عصر. هر چند که بگذریم از خیلی چیزها که بوی فتنه های آخرالزمان می دهد!!!

استفاده بسیار خیره کننده و جذاب از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین، استفاده از نمادهای مذهبی و رنگ هایی که با گوشت و استخوان مردم ایران اجین شده است، چیزی نیست که بشود به آسانی از تاثیرهای اولیه اش رد شد. واقعا به طراحان و گرافیست های جبهه ایشان باید تبریک گفت. نمره بیست. اما، زیتون به عنوان نماد صلح که بر پشت تصویر سازمان ملل خودنمایی می کند با 33 قطعه، نماد تفکر صهیونیزم است. در المپیک گذشته که نماد زیتون برای تاج سر استفاده می شد و پیوستگی اون روزها با حوادث یازده سپتامبر و تفکر قربانی محور یهود صهیونی، نیازمند مقاله مفصل تر است که در وبلاگ نمی گنجد. حالا چرا در انتخابات ما این شاخه زیتون پیدا شده، پیدا کنید پرتغال فروش را...

رو در رو شدن تئوری نفی هلوکاست وحذف شدن اسرائیل؛ با نظریه حذف حمایت از لبنان و فلسطین در ظاهر که خیلی تفاوت دارند! فقط آن روز که غزه دوم تکرار شود دیگر با طرح گرافیکی  نمی توان از آن ها حمایت کرد!  و جلوی چشم تجاوز به این مرز و آب و خاک را با نمادها و رنگ ها و نقش های دلربا نمی شود ایستاد.

برای کسی که کمترین اطلاعاتی در زمینه سیاست بین الملل هم دارد خیلی ساده است که بتواند متوجه عمق استراتژیک بشود. عمق استراتژیک حتما بعید و بسیار دورتر از مرزه های ملی باید طراحی شوند. مثل آمریکا. که خلیج فارس برای کشور آمریکا عمق استراتژیک محسوب می شود.

حالا وقتی رئیس جمهوری توانسته است در طول چهار سال، عمق استراتژیک را از مرزهای عراق تا مرزهای ونزوئلا_بیخ گوش آمریکا_ ببرد، و حزب الله لبنان _بیخ گوش اسرائیل_ را به عنوان یک تهدید همیشه حاضر زنده کند، آیا رواست که از زبان رئیس جمهور آینده که قصد تزریق امید را دارد این حرف از رسانه ملی شنیده شود که: «ما باید عمق استراتژیکی کشور را روی مرزهای کشورهای همسایه بچینیم؟!!!»

با این احتساب این شاخه زیتون برایم معنی دیگری پیدا می کند و مرد راه مرا یاد طرح راه می اندازد. شما چطور فکر می کنید؟