اندیشه کن در اسمت

بچه بودم. 4 ساله. پدر بزرگ قلم آبی به دستم داد تا بنویسم. اولین سر مشقی که یادم داد «محمد» بود. چند روز طول کشید تا حداقل شبیه بنویسم نمی دانم. ولی یادم هست که همیشه «د» محمد را سر به زیر می کشید. تقریبا این طوری «^».

هر چقدر با زمان جلوتر آمدم، بی تناسبی بین اسم ها و رسم ها برایم عیان شد.هیچ نسبتی بین خیابان ولی عصر و حضرت ولی عصر ندیدم.

گویی وقتی زمان ما را با خود می برد، از اسم هایمان نیز جا می مانیم. از وظایف کلان پدر و مادر انتخاب نام نیکو بر فرزند است! نمی دانم چرا آن شور و شوق و اشتیاقی که والدین در نام گذاری فرزندانشان دارند، در موقع تربیت ته می کشد! و آن صاحب آن نام، چیز دیگری از کار در می آید! سال ها از آن روز می گذرد که «د» محمد را با سر به زیر می کشیدم. اما اکنون وقتی نام محمد را با آن چیزی که در زندگی ام هستم مقایسه می کنم، یاد آن سر به زیری می افتم.

من چقدر با اسمم نسبت دارم؟ چرا من را به این اسم نامیده اند؟ وظیفه من در قبال این اسم چیست؟ آیا اسم همان نقطه هدفی نیست که باید به سمت «آن شدن» بروم؟

چقدر بین اسم و رسم و مسمی فاصله هاست.

 

پی نوشت یک:

محمدستان، شهر نبی است. حصار امن حیات. سنگرهای اخلاقی اهل بیت برای رسیدن به مدینه النبی است. هم سنگر شدن با رسول خداست برای تعالی کلمه مکارم اخلاق. بیشتر یاد خواهیم گرفت و مرور خواهیم کرد آیه های محمدی را برای آشنا شدن از آن وجه رسول و حجت های الهی که بودنشان نشانه خداست. از زوایایی خواهیم دید که رسول بودن رسول، و حجت بودن حجت را بتوانیم بیشتر و بهتر متوجه شویم.

غربت غربی: بحث های غرب شناسی را پوشش می دهد. و حکایت به غرت افتادن از آن سنگرهای مکارم اخلاق دنیا و تمدن غرب 2700 ساله را بررسی می کند.

عزلت شرقی: نقد تحجر و دین بدون مغز است و همچنین بررسی دنیای تحریف شده ادیان و فاصله ای که از آن حقیقت ناب محمدیه ایجاد شده است را واکاوی می کند.

ولایت آباد: سعی و تلاش است برای ترسیم نظری مدینه ولایی؛ زندگی ولایی و حیات طیبه بر اساس آموزه های اهل بیت علیه السلام؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

پلاک چهارده: نوشیدن از ناب ترین کلمات معصومین علیه السلام است. رسیدن به آن شیرینی های کلام امامان مطهر. اینکه کلام امام چگونه حجت بر حقانیت ایشان است.

زبور مهر: نامه ها و مکتوباتی است برای بهتر خوانده شدن. نوشته های عطر آگین شده به محبت و مهر است با مغزی از تعالیم بیت النور ائمه معصومین. بهانه کردن دیده ها و نادیده هاست برای مهمان کردن معراف اسلامی. فاصله هایی که جز با محبت نمی شود پیمودشان.

 

پی نوشت دو:

آبی معطر آسمانی؛ شمیم یاس گونه ات را بر سرای اندیشه گرد و خاک گرفته ام عبور دادی. معطرم کردی و خواب را از چشمان خیره شده ام گرفتی. سپاس گذارم.

به پاس داشت این عبور؛ معطرتر از همیشه خواهم نوشت و خواهم شد. جز صیرورت و الوهیت راهی در پیش نیست. همیشه همراهم باش آسمانی من.